در خانواده شلوغ چشم به دنیا گشودم . با پدری که ریشه در مسلمانی داشت و خود در قید و بند اعتقادت مذهبی نبود و مادری که زنجیر عبودیت جامع مسلمانی بر دل و جان خود بند کرده بود به همراه هفت برادر و دو خواهر سفر زندگی من آغاز شد .دنیای من از همان اوان کودکی مورد هجوم بی امان جهالت -دروغ و خشنونت اجتماع قرار گرفته و چندگانگی همه جانبه ایی را در ذهنم پرورانید .بطوریکه با تشکیک در مباحث اعتقادی حاکم بر جامعه خود را به پدر نزدیکتر احساس نموده و روز به روز برکنجکاوی هایم افزوده می گشت .
شروع کار دوران نوج
برچسب:
نویسنده: مانی صمیمی
در خانواده شلوغ چشم به دنیا گشودم . با پدری که ریشه در مسلمانی داشت و خود در قید و بند اعتقادت مذهبی نبود و مادری که زنجیر عبودیت کامل مسلمانی بر دل و جان خود بند کرده بود به همراه هفت برادر و دو خواهر سفر زندگی من آغاز شد .
دنیای من از همان اوان کودکی مورد هجوم بی امان جهالت -دروغ و خشنونت اجتماع قرار گرفته و چندگانگی همه جانبه ایی را در ذهنم پرورانید .بطوریکه با تشکیک در مباحث اعتقادی حاکم بر جامعه خود را به پدر نزدیکتر احساس نموده و روز به روز برکنجکاوی هایم افزوده می گشت .
شروع دوران نوجوانی من مصادف با وقوع انقلاب اسلامی ایران شد . حرکتی که کلیه ی پایه های مدنیت کهن ایران را لرزانده و تمامی مناسبتهای اجتماعی را به چالش کشید. انقلابی که حاکمیتش را بنام سلطه الله در بند بند زندگی انسانها گسترانید.احکام متحجرانه ای که درصندوفچه های علمایش هزار و چهارصد سال خاک خورده بود به میدان آورده شد و به ضرب خون و شمشیر بر پیکر جامعه فرود آورد ."جعبه پاندورا"باز شد و شیاطین و خونخوران حاکم بلا منازع روح و جان شدند .
و من جوانی خود را زیر چکمه های اینان یافتم .گریز از هر گونه اعتقاد و باور مذهبی نخستین واکنش من به این هجمه ی خونخوارانه بود. در بحبوبه لطافت ذهنی دختری جوان گریز از الله که تشنه ی خون بود رمیدن از تسلیمیتی که حاصلی جز توحش نداشت گرایش به آته ایسم و ماتریالیسمی ناشیانه شاید و
برچسب:
نویسنده: مانی صمیمی
برچسب:
نویسنده: مانی صمیمی
برچسب:
نویسنده: مانی صمیمی


بدون شرح
برچسب:
نویسنده: مانی صمیمی
در خانواده شلوغ چشم به دنیا گشودم . با پدری که ریشه در مسلمانی داشت و خود در قید و بند اعتقادت مذهبی نبود و مادری که زنجیر عبودیت کامل مسلمانی بر دل و جان خود بند کرده بود به همراه هفت برادر و دو خواهر سفر زندگی من آغاز شد .
دنیای من از همان اوان کودکی مورد هجوم بی امان جهالت -دروغ و خشنونت اجتماع قرار گرفته و چندگانگی همه جانبه ایی را در ذهنم پرورانید .بطوریکه با تشکیک در مباحث اعتقادی حاکم بر جامعه خود را به پدر نزدیکتر احساس نموده و روز به روز برکنجکاوی هایم افزوده می گشت .
شروع دوران نوجوانی من مصادف با وقوع انقلاب اسلامی ایران شد . حرکتی که کلیه ی پایه های مدنیت کهن ایران را لرزانده و تمامی مناسبتهای اجتماعی را به چالش کشید. انقلابی که حاکمیتش را بنام سلطه الله در بند بند زندگی انسانها گسترانید.احکام متحجرانه ای که درصندوفچه های علمایش هزار و چهارصد سال خاک خورده بود به میدان آورده شد و به ضرب خون و شمشیر بر پیکر جامعه فرود آورد ."جعبه پاندورا"باز شد و شیاطین و خونخوران حاکم بلا منازع روح و جان شدند .
و من جوانی خود را زیر چکمه های اینان یافتم .گریز از هر گونه اعتقاد و باور مذهبی نخستین واکنش من به این هجمه ی خونخوارانه بود. در بحبوبه لطافت ذهنی دختری جوان گریز از الله که تشنه ی خون بود رمیدن از تسلیمیتی که حاصلی جز توحش نداشت گرایش به آته ایسم و ماتریالیسمی ناشیانه شاید وا
برچسب:
نویسنده: مانی صمیمی
مدتهاست که صحنه ها، عکس ها و ویدیوهای بسیار وحشتناک و زننده ای از شکنجه و کشتار حیوانات در ایران به چشم می خورد. رفته رفته گسترش این جنایات با همدستی شهرداری ها و رژیم اسلامی، غیر عادی تر و سوال برانگیز تر به نظر می رسد. این قتل عام بسیار بی رحمانه در ابعاد وسیع و فراگیر در کل کشور در حال انجام گرفتن است. این جنایات نفرت انگیز و ننگین برای همیشه در تاریخ حکومت اسلامی ایران به صورت اسناد “سیاه ترین
آرمان رشدی
گاه از ما سؤال میشود که چرا به مسیح ایمان آوردیم و به اصطلاح چرا مسیحی شدیم. اگر از شما سؤال کنیم که "شما" چرا به مسیح آوردید، چه جواب میدهید؟
اغلبِ مسیحیانی که با این سؤال مواجه میشوند، پاسخهایی مانند این میدهند: "من به مسیح ایمان آوردم، چون او به من شادی داد؛ به من امید داد؛ به من آرامش داد؛ مرا از افسردگی نجات داد؛ فلان بیماری را داشتم، مرا شفا داد؛ زندگی برایم پوچ و بیمعن
باز زمستانی دیگر آمد و عید میلاد مسیح فرارسيد. همان عیدی که در کشورهای انگلیسیزبان، «کریسمس» میخوانند، و فرانسویان «نوئل». بار دیگر، بازارهاشلوغ است و مردم مشغول خرید لباسهای نو و هدایا برای خانواده و دوستان خود میباشند.
اما در کشورهایی که ظاهراً به «ممالک مسیحی» معروف شدهاند، فقط عدهای انگشتشمار میدانند اساساً این عید به چه مناسبتی برگزار میشود. آنچه که برای عدۀ زيادی مهم است، داد و س
«من خدا هستم» در هیچ جای کتابمقدس از زبان عیسی مسیح نقل نشده است. ولی این به آن معنی نیست که او ادعای خدائی نکرده است. بطور مثال اگر به یوحنا 30:10 مراجه کنیم، عیسی مسیح را می بینیم که ادعا نمود: «من و پدر یک هستیم.» شاید در اولین نگاه بنظر نرسد که او اشاره به الوهیتش می کند، ولی عکس العمل یهودیان نسبت به سخنان او ثابت می کند آنها منظور او را به خوبی درک کردند. «یهودیان در جواب گفتند، «بسبب عم
برچسب: خداست,
نویسنده: مانی صمیمی
واپسین سخنان عیسی به شاگردانش، پیش از صعود به آسمان، این بود: «لیکن چون روحالقدس بر شما میآید، قوت خواهید یافت و شاهدان من خواهید بود، در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا اقصای جهان» (اعمال ۱: ۸). ما مسیحیان بایدشاهدان عیسی مسیح باشیم. هدف کلیسا این است که در جهان شاهدی برای عیسی مسیح باشد. این هدف اصلی کلیسا است؛ سایر عملکردهای کلیسا در مقایسه با این هدف حالتی ثانوی دارد.شاه
برچسب: کلیسا,
نویسنده: مانی صمیمی
تقریبا تمامی شریعت دین اسلام از تورات و تالمود(دین یهودیت) کپی شده و در واقع نیازی نبود که خداوند بخواد این شریعت رو بعد از به انجام رساندن و کامل کردن توسط عیسی مسیح، دوباره زنده کنه و برگردیم همه به خونه اول. با مصلوب شدن عیسی مسیح توسط قومی که شریعت رو در دست داشت، در واقع شریعت به صلیب کشیده شد و دیگر شریعتی درکار نیست. بعد از مصلوب شدن عیسی مسیح، فرزندان خداوند و یا فوم خداوند، زیر پیمانی